تبليغاتX
...::::من و تو برای همیشه::::... - خوش خیال کاغذی
همه چیز برای اینکه تنها ترینم
دستمال کاغذی به اشک گفت:قطره قطره ات طلاست یک کم از طلا ی خود حراج میکنی؟عاشقم با من ازدواج میکنی؟اشک گفت:ازدواج اشک و دستمال کاغذی؟تو چقدر ساده ای خوش خیال کاغذی!توی ازدواج ما تو مچاله می شوی چرک میشوی و تکه ای زباله میشوی پس برو و بی خیال باش عاشقی کجاست؟تو فقط دستمال باش!دستمال کاغذی،دلش شکست گوشه ای کنار جعبه اش نشست،گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد در تن سفید و نازکش دوید خون درد...اخرش دستمال کاغذی مچاله شد مثل تکه ای زباله شد او ولی شبیه دیگران نشد چرک و زشت مثل این و ان نشد رفت اگر چه توی سطل اشغال پاک بود و عاشق و زلال او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت چون که در میان قلب خود دانه های اشک کاشت...
+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 5:48 بعد از ظهر توسط پویا صارمی شهاب |